بسم الله الرحمن الرحیم
بابایی؟ بعضی اوقات دل کوچیکم میگیره و تنگ میشه! قشنگ میبینمش که یه گوشه نشسته و زانوهاشو بغل گرفته! تا نبرمش حرم آروم نمیگیره... امروز هم خواست منو ببره حرم، دیدم چشماش به کتاب ِ شهید آوینی توی کتابخونه افتاد! خوندمش و آروم شد... بابا جون؟ من از صبح منتظر شب میمونم برای تمام حرفایی که باید بهت بزنم! گرچه در طول روز هم حرفامو مینویسم ولی نقطه تلاقی شب و تو و خلوت برام شیرین تره :)
خدایی؟ شرمندتم برای همه ی ناسپاسی هام...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
[1165]...ما را در سایت [1165] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 164