بسم الله الرحمن الرحیم
مثل موقعی که توی خیابون ها راه بری، به زمین خیس زیرپات نگاه کنی و با امامت حرف بزنی! به این فکر کنی که بین شاید 10 تا دوستایی که بیشتر از 1 سال باهاشون دوستی، شاید یکی دوتاشون باهات صمیمی باشن! ولی مهم نیست. حتی اگه تنهای تنها هم باشم.
به درخت ها نگاه میکنی و شاخه های بلند و رو به آسمونشون:
امامم؟ شما زبون درخت ها رو بلدید؟ خیلی دوست داشتم مثل برگ هاش سبز و آسمونی باشم!

به زمین خیس نگاه میکنی:
امامم؟ ابرها وقتی میخوان ببارن، چجوری خدا رو ستایش میکنن؟ قطره ها پایین میان که به زمین پیغام برسونن؟
به مزار شهدا نگاه میکنی:
گُل های سُرخ و آزاد... امامم؟ کاش به خدا نزدیکتر شن!
به کتابت نگاه میکنی، به دفتری که توش مینویسی و همینجوری درحالیکه بقیه دارن خسته میشن ادامه میدی... وقتی از کتابخونه بیرون اومدی توی دلت میگی:
کاش کارهام خالصانه باشه...
امامم؟ هیچ رفیقی به پای شُما نمیرسه! انگار وقتی شما هستید، سخت پسند شم برای زندگی کردن! هیچموقع هدرش ندم و تا میتونم نور بخوام!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
[1165]...ما را در سایت [1165] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 155