بسم الله الرحمن الرحیم
ساکتم، در حال تحمل کردن، و اسباب کشی کردن ِ روحم به یه دنیای دیگه!
دنیایی که همیشه دوست داشتم داشته باشم.
دنیایی که توش فکر های چرت نکنم، منفی باف نباشم و بچسبم به خدا و صمیمی ترین رفیقم امامم باشه.
داره ساخته میشه! داره خودشو نشون میده! داره دلم نفس میکشه توی این تاریکی ها...
چرا باید مثل بقیه باشم؟
یه دوره ای تجربه کردم وقتی آدم هدف نداشته باشه، زندگیش رو هواس! (تازه معلوم نیست تلاش میکنه براش یا نه)؛ این دوره ی زندگیم میگه اگه هدفت خدا نباشه، زندگیت روی هواست.. انگار خدا داره بوسیله ی خودم بهم میگه: "بدون من، نمیتونی!"
اگه قبلاً یه کم دنیا خوشحالم میکرد (درحالیکه یاد خدا نمی افتادم)، الان مثل آدمای عینکی ای شدم که بدون عینک نمیتونن واضح ببینن و خوب زندگی کنن! دیگه نمیشه! دیگه نمیتونم کمی از زندگیمو غافل باشم.
وقتی خودتو میشناسی، خودتم از خودت تعجب میکنی! که کی هستی!!
+ به قول کسی: اگه میدونستم این آخرین باره که میبینمت و میتونم باهات حرف بزنم، خیلی چیزا بهت میگفتم!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
[1165]...ما را در سایت [1165] دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117